سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
655
تاريخ ايران ( فارسى )
قونسول جديد انگليس سرهنگ دو ح . گوق « 1 » با ناظم بانك و عدهاى از مأمورين تلگرافخانه كه مأمور گشايش مجدد ادارات خود در شيراز بودند نيز به او پيوستند . حضرت اشرف نمايندهء ( معاون ) خود را براى انجام مهام امور بشيراز فرستاده بود . اين شخص داراى سابقهء به دو مشهور به فساد اخلاق بود . وى دست به تعدياتى زد و به عبارت روشن قلقهائى گرفت كه ارتكاب آن در آنزمان به كلى بر خلاف مصلحت و عقل بوده است . در همين اوان صولت در قوميشه با فرمانفرما ملاقات نمود . وى بطوريكه ملاحظه كرد با او خوب رفتار نشد و از وى احتراماتى كه لازم بود به عمل نيامد و چون وى مايل نبود كه مبلغ ده هزار ليرهاى كه حضرت اشرف بعنوان تعارف يا حق الورود انتظار دريافت آن را داشت تقديم كند به همين سبب منصب رياست ايل قشقائى به او اعطا نشد . بنابراين وى فورا به شيراز مراجعت نموده و مصمم گشت كه باعث اغتشاش گردد . در نتيجه وقتى فرمانفرما به ده بيد رسيد مستحضر شد كه نماينده و معاون او توقيف شده و اگر او هم جلوتر برود مورد حمله و هجوم نيروهاى متحدهء صولت ، قوام و ژاندارمرى خواهد گرديد . چون در ده بيد هيچگونه سازوبرگى وجود نداشت حضرت اشرف به آباده عقبنشينى نموده و در آنجا وارد مذاكرات شد كه در نتيجهء آن آخر كار اكثريت دشمنان را به خود جلب نمود . نتيجهاى كه از اين عمل عائد شد آن بود كه او دوباره به طرف شيراز حركت نموده و در ماه اكتبر به آنجا رسيد . در يك منزلى شيراز قوام از او استقبال نمود . صولت هم با حال عبوسى به قبيلهء خود رفت . حركت بسوى شيراز 326 ميل در اواخر ماه اكتوبر موقعيت روسها خيلى تحكيم يافته بود و اين قضيه آشكار بود كه تركها ديگر بهيچوجه نمىتوانند كوچكترين پيشرفتى در ايران بنمايند . بنابراين چون وجود ستون در شيراز ضرورى بود تصميم به حركت آن بدان صوب گرفته شد . اما اشكال راجع به آذوقه و عليق بود كه آن هم در سايهء جديت مأمورين تلگراف خيلى كم شده بود ، چه آن از اصفهان براى قسمت اين راه تهيه شده بود . ولى قونسول بما اطلاع داد كه در شيراز آذوقه هيچ
--> ( 1 ) - Lt . Colonel H . Gough